جامعه ی دندانپزشکی تنها کسانی هستند که بدون خطر میتوانند به خانمی بگویند که کی دهانش را باز کند و کی ببندد . .
ـــ ـــ ـــ
مهم این نیست که توی سیبی که میخوریم کرم باشه .. مهم اینه که کرمش نصفه نباشه . .
ـــ ـــ ـــ
اونم سلام میرسونه ,, پر کاربردترین دروغ پشت تلفن . .
ـــ ـــ ـــ
تو کتاب 5 مورد نوشته
معلم میگیه 4 تاشو حفظ کنید
ما 3 تاشو حفظ میکنیم
تو امتحان میگه 2 مورد
ما 1 موردشو مینویسیم ( ای خدااا )
ـــ ـــ ـــ
زنان به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند , ولی به یکدیگر میگویند تا در حفظ آن شریک باشند . .
واژه غریبیست عشق……
لحظه ای آبادت میسازد،لحظه ای ویران….
لحظه ای پادشاهی و گاه گدا…
پر است از فراز و نشیب…
دوری و نزدیکی..
تضاد و تفاهم…
شک و یقین
مــَـــــــنگ، یعنی مــــــَـــسته تو دیـــــــــوار
نـــَــــــنگ ،یعنی مـــــــَــرده رو ســـــــــیاه
جـَــــــــو ،یعنی عـــــــــَکسه رو ســـــــــیگار
مـَــــــــرگ ،یعنی زنـــــِــــده ی بـــــــــیمار ، مـــــــَــن!!!
گفت : می خوام برات یه یادگاری بنویسم .
گفتم:کجا ؟
گفت : رو قلبت .
گفتم مگه می تونی ؟
گفت : آره سخت نیست ، آسونه.
گفتم باشه .بنویس تا همیشه یادگاری بمونه.
یه خنجر برداشت .
گفتم این چیه ؟
گفت : هیسسسسس.
ساکت شدم .
گفتم : بنویس دیگه ، چرا معطلی .
خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت .
دوست دارم دیوونه.
اون رفته ، خیلی وقته ، کجا ؟ نمی دونم .
اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده.
حالا چه کاریه که میخوای تند تند اپ کنی..بذار بیشتر بشه بعد اپ کن
هـَرصُبح پلکـــ هایَت ...
فصل جدیدی از زنــدگی را ورق می زَنــد ...
سطــر اول همیشــه این استـــ :خُدا همیشه بــا ماست ...
پس بخــوانَش بالبخــند !
خب مدیر خوب به این میگن دیگه
مرسی
ماهیگیر دلش سوخت
این بار ماهی بود که از تنهایی قلاب را
رها نمی کرد...
امروز که هوا عالی شده برو حالشو ببر علی آقا
چه قدر تلخ شده ای !!!
آنقدر که حتی وقتی صدایت را می شنوم احساس می کنم دیگر دلم برایت نمی لرزد.
~>کم سرمایه ای نیست داشتن آدم هایی که حالت رابپرسند.
ولی....
ازآن بهترداشتن آدم هاییست که وقتی حالت رامیپرسند
بتوانی بگویی خوب نیستم
خخخخخخخخ اینا خیلی باحال بودن!!!!
مقصد ...
مال ِ شهر ِ قصّه ی ِ بچّه گی ها ست ...
دنیای ِ آدم بزرگ ها ...
فقط جادّه دارد ...!
مردی که زنی را دوست دارد،
تنها به نقصهای معشوق، به هوسها و ضعفهای او نیست که وابسته :
چینهای صورتش ، خالهایش، لباسهای ژندهاش، و یکوَری راه رفتنش،
او را استوارتر و بیرحمانهتر از هرگونه زیبایی به زن وابسته میکند.
این را دیری ست همه میدانند.
ســــ ـــ ـــخت است...
سخت است درک کردن
دخــــ ـــــتری که غــ ـــم هایـــــ ـش را
خودش میـــ ــداند و دلش ...
که همه تنـــ ـــــ ـــــها لبــــخـــندهایش را میبینند ؛
که حســــ ــــــ ـــــرت میـــــخورند
بـــخاطر شاد بودنــــ ــــ ـــش ...
بخاطر خنده هایـــــــ ــــــــ ــــش ...
... و هیــــــ ـــــــــ ــــــچکس
جز همان دختـــــ ـــــر نمیــ ـــداند چقدر تنهاســ ـــــت ...
که چقدر میـــــــــ ـــــــ ـــــترسد ...
از باخـــــــــ ــــــــتن ...
از اعتــــ ــــــ ــــــمادِ بی حاصلش ...
از یــــــ ـــــــــ ــــــخ زدن احساس و قلبــــــ ـــــــ ــــش ...
از زندگــــــ ـــــــــــ ــــــی
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن
بله کاملا
امیدوارم تو همین ماه عزیز به راه راست هدایت بشی آمین
خخخخخخخخخخخـ
باشه عزیزم
من زخمهای بی نظیری به تن دارم
اما تو مهربان ترینشان بودی
عمیق ترینشان
عزیزترین شان
بعد از تو آدم ها تنها خراش های کوچکی بودند بر پوستم
که هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند
به قلبم نرسیدند
بعد از تو آدم ها تنها خراش های کوچکی بودند که تو را از یادم ببرند،
اما نبردند...
تو بعد از هر زخم تازه ای دوباره باز می گردی
و هر بار عزیزتر از پیش هر بار عمیق تر...
رویا شاه حسین زاده
دیوانه نمی گوید دوستت دارم .
دیوانه می رود تمام دوست داشتن را
به هر جان کندنی
جمع می کند از هر دری
می زند زیر بغل
می ریزد پای کسی که
قرار نیست بفهمد دوستش دارد ...
چه قدر تلخ شده ای !!!
آنقدر که حتی وقتی صدایت را می شنوم احساس می کنم دیگر دلم برایت نمی لرزد...
من زخمهای بی نظیری به تن دارم
اما تو مهربان ترینشان بودی
عمیق ترینشان
عزیزترین شان
بعد از تو آدم ها تنها خراش های کوچکی بودند بر پوستم
که هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند
به قلبم نرسیدند
بعد از تو آدم ها تنها خراش های کوچکی بودند که تو را از یادم ببرند،
اما نبردند...
تو بعد از هر زخم تازه ای دوباره باز می گردی
و هر بار عزیزتر از پیش هر بار عمیق تر...
رویا شاه حسین زاده
کـار مـن از سـتـاره شـمـردن گـذشـتـه
بـرای خـواب
مـدتـهـاسـت
نـشـسـتـه ام
شـب هـا را مـی شـمـارم . ....
تو دریا بودی و من قایقی خرد
که هرجا خواست امواجت مرا برد
دلم پارو زن بیچاره ای بود
که در امواج عشقت یک شبی مرد
عزیز بودن جرم نیست
امتیازیست که تو در قلب من داری و
و خیلی ها ندارند
ین همه جاده ها را مگر پایانی هست؟
این همه هجوم فکر ویاد تو را مگر پایانی بود؟
اما من دیگر خسته شده ام ،می نشینم ،
خستگی هایم را به تن جاده می سپارم.
بی خیال دنیا...بی خیال تو ...بی خیال یاد همه آن روزهای خوب
باید به فکر تنهایی خودم باشم...
دست خودم را میگیرم و
از خانه بیرون میزنیم...
در پارک
به جز درخت
هیچکس نیست...
روی تمام نیمکتهای خالی مینشینیم...
تا پارک
از تنهایی رنج نبرد...
دلم گرفته
یاد تنهایی اتاق خودمان میافتم...
و از خودم خواهش میکنم
به خانه باز گردد . . .
محمد علی بهمنی
تمام رویای من این است که در
رویای شبانه تو
جایی داشته باشم
تاشبی رویایی ازآن من شود
عشق معنایش پَرش با بالِ اوست
یک جهش در سایه ی اقبال اوست
عشق معنایش ندیدن خویش را
هرچه من دارم تمامش مال اوست…
کیفیدیــــــــــــــا
بعله
واقعااااا
مثلا به کی بگم؟؟
چه حرفایی میزنی
آره حیف
اما
بازم خدارو شکر هوا عالیه
ولش کن
تــــــــــــــا سحر
باعشه
مرسی
این کامنت آخریه چی میگه عــآیــآ؟
آهان اوکی
دلیل قانع کننده ای بود باتشکر
بای
تو پروفایلم که هست ندیدی مگه؟
دروغم چیه آخه بچه جون؟
گمشده این نسل،اعتماد است نه اعتقاد
اما افسوس
نه بر اعتماد ،اعتقادیست
و نه بر اعتقاد، اعتماد....
ای زن که دلـــــی پراز صـــــــفا داری
از مــــرد وفا مجـــو، مجو هرگـــز
او معنـــی عشـــــــق را نمی داند
راز دل خــود به او مگـــو هرگـــز
[نیشخند]
آی پیت شماره داره مثل قبل
از دست تو
ینی شماره تلفنم ؟
وقتی اسمتو میزاری مخفی این میشه دیگه؛ نمیبینیش
چهاردهمین نفری تو لینکهام
پرواز باور پرنده ایست که به پرواز می اندیشد
دلیل پرواز پر نیست ، زندگی قانون باورها و لیاقت هاست
و تو لایق هر آنچه بخواهی !
خواهش
نه نترس شمارت نمیاد
همون شماره آی پی میاد مثل قبل
ای واااای من یکی بیاد به این بگه خوب
نه والا بوخودا
آدمـیــزاد
غـُــرورَش را خیلـی دوستـــــ دارد
اگـر داشتــه بـاشــد
آن را از او نگیـــریــد
حتــّی بـه امانتـــ نبــریـــد
ضــربــه*ای هــم نَـزَنـیــدش
چــه رسـَـد به شـکسـتـَـن یـا لـِـه کــردن!
آدمـــی غـرورش را خیلـی زیــاد شـایــد بیـشتـَـر از تــمـام
داشـتـه*هـایـش دوستـــ مـی*دارد
حـالـا ببیــن اگــر خــودش، غــرورش را بــه خـاطــر ِ تـ ــو،
نـادیـده بگیــرد چـه قــدر دوستتــــ دارد!
و ایـــن را بــفـهـم
دندونی که لقه روبایدکشید!
اولش دردداره!بعدش حس خالی بودن جاش چندروز رواعصابه!
بعدشم انگارنه انگاریه روزی دندونی اونجابوده!
این درست حکایت بعضیازآدمای زندگیمونه...
کاشکی خبر نداشتی دیوونه ی نگاتم
یه مشت خاک ناچیز ، افتاده زیر پاتم
کاشکی صدای قلبت نبود صدای قلبم
کاشکی نگفته بودم تا وقت جون دادن باهاتم
گـاهی وقتـا یه آدمـایی اطـرافتـن
کـه هیچ چیـز بخـصوصی نـدارنا .. ولـی ..
بهـت " آرامـش " میـدن