خانمه پشت فرمون بود،،
چراغ قرمز شد نرفت،
زرد شد نرفت
سبز شد نرفت
افسره رفت پهلوش گفت،
خانم شرمنده
ما همین ۳ رنگ بیشتر نداریم پسندتون نشد؟؟
[نیشخند][نیشخند][نیشخند]
معلم گفت : دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند . . .
مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکند !
گفتم : من خودم را شکستم ؛ پس چرابه او نرسیدم ؟!
لبخند تلخی زد و گفت : شاید او هم به سوی خط دیگری شکسته باشد . . . !
گفتن از عشق تو افسوس ؛ کمی دیر شده
حال ما دستخوش این همه تغییر شده
دیگری آمد و بر سفره قلب تو نشست
بردی از یاد ؛ دلی را که نمک گیر شده
با دل خسته ؛ سرِ از تو گذشتن دارم
پایم اما به دل سنگ تو زنجیر شده
تو پی زندگی ات رفتی و من خواهم گفت
شعر هایی که به تفسیر تو تصویر شده
چاره این دل ویران شده شاید مرگ است
آن غزالم که شبی عاشق یک شیر شده
دلخوشم با غزلی تازه، دو خط درد و دلی
از زمانی که دلت از دل من سیر شده ...!!!
هَـــر آבَم مـــی مآنـَد بــِین ِ بوבَن یـــآ نَبوבَن !
مـــیخواهی بــِمآنـــی ،
رَفتـآری مـــی بینی کِـــه اِنگآر بـآیـَב بـــــِرَوی !
بـــــِه رَفـــتَن کِـــه فِکـــر مـــی کُنـــی
اِتــِفآقـــی می اُفتـَב کِـــه مُنصَـــرف مـــی شَوی
ایـــن بــِلآتــَکـــلیفی خـــوבَش کُلـــی جَهـنـَمـ اَســـت
خانمه پشت فرمون بود،،
چراغ قرمز شد نرفت،
زرد شد نرفت
سبز شد نرفت
افسره رفت پهلوش گفت،
خانم شرمنده
ما همین ۳ رنگ بیشتر نداریم پسندتون نشد؟؟
[نیشخند][نیشخند][نیشخند]
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﮔﺎﻭ ﭘﺎﺵ ﻣﯿﺸﮑﻨﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻪ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ
ﺩﺍﻣﭙﺰﺷﮏ ﻣﯿﺎﺭﻩ .
ﺩﺍﻣﭙﺰﺷﮏ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﮔﻪ ﺗﺎ 3 ﺭﻭﺯ ﮔﺎﻭ ﻧﺘﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﭘﺎﺵ ﺑﺎﯾﺴﺘﻪ ﮔﺎﻭ ﺭﻭ
ﺑﮑﺸﯿﺪ
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺍﯾﻨﻮ ﻣﯿﺸﻨﻮﻩ ﻭ ﻣﯿﺮﻩ ﭘﯿﺶ ﮔﺎﻭ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ ﮔﺎﻭ
ﻫﯿﭻ ﺣﺮﮐﺘﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ ...
ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ ﺑﺎﺯ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﺪﻭ ﺑﺪﻭ ﻣﯿﺮﻩ ﭘﯿﺶ ﮔﺎﻭ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ
ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ ﺭﻭ ﭘﺎﺕ ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺑﺎﺯ ﮔﺎﻭ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﺎﯾﺴﺘﻪ
ﺭﻭ ﭘﺎﺵ
ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻣﯿﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﭘﺎﺷﯽ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ
ﺗﻤﻮﻡ ﺑﺸﻪ ﻧﺘﻮﻧﯽ ﺭﻭ ﭘﺎﺕ ﻭﺍﯾﺴﯽ ﺩﺍﻣﭙﺰﺷﮏ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﯽ .
ﮔﺎﻭ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﻭﺭ ﭘﺎ ﻣﯿﺸﻪ ..ﺻﺒﺢ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ ﻣﯿﺮﻩ ﺩﺭ ﻃﻮﯾﻠﻪ ﻭ
ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﮔﺎﻭ ﺭﻭ ﭘﺎﺵ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﮔﺎﻭ ﺭﻭ
ﭘﺎﺵ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﻢ ...ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﻭ ﺑﮑﺸﯿﺪ (((:
ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﺧﻼﻗﯽ :
ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﺨﻮﺩ ﻫﺮ ﺁﺷﯽ ﻧﮑﻦ (((:
روزی خواهیم فهمید
از زندگی هیچ چیز نداریم
جز خاطراتی که
رهایمان نمیکنند ...
اوهوم
عزیزم برام خنده دارشوبفرست ایناروکه میخونم گریم میگیره.ولی دستت دردنکنه
به سلامتی اونایی که غصه هاشونو با خودشون قسمت میکنن و شادی هاشونو با بقیه …

گرگها همیشه زوزه نمیکشند ...
گاهی هم می گویند :
دوستت دارم .
و زودتر از آنکه بفهمی بره ای ...
میدرند خاطراتت را ...
و تو میمانی با تنی که بوی گرگ گرفته ... !!!
پس اگر یا گرگ ها میزیستی دریدن پیشکشتت حداقل زوزه کشیدن را بیاموز....
اینجا مهمانسرا نیست ، که هر غریبه و گرسنه و تشنه ای بیاید !
و خستگی بگیرد
و سیراب شود و برود
اینجا حساب و کتاب دارد
اینجا دلم است
چقــــدر
شـــب اضافه می آیــــد
وقتــــی تو نیستی...!!!
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻫﺎ ﻣﺎﻥ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ . . .
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺷﺒﻮﻧﻪ ﺗﺎ ﺻﺐ . . .
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﺸﺖ ﮔﻮﺷﯽ . . .
ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﻫﺴﺘﻪ ﮔﻔﺘﻦ(ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ)
عشق گشتن توی خیابون های با کلاس نیست . . .
عشق حرف زدن های شبونه نیست . . .
عشق پیچوندن کلاس و رفتن پی هوس نیست . . .
عشق رابطه داشتن بی اساس نیست . . .
عشق یعنی اینکه با یک نفر باشی . . .
اینو بفهم عزیز لعنتی ام . . . مابقی عشق نیس .
ﻓﮑـــﺮ ﮐﻨـــﻢ ﺧـُــﺪﺍ ﻧﯿــﻤﻪ ﯼ ﮔـﻢ شـﺪﻩ ﯼ ﻣﻨـــﻮ ﺗﻘــﺴﯿـﻢ ﮐـﺮﺩﻩ ﺗــﻮ ﻭﺟـﻮﺩ همه...
ﻻﻣﺼــﺐ ﻫـﺮ دختری ﺭﻭ ﻣﯿـﺒﯿـﻨﻢ ﺑﻬــﺶ ﯾــﻪ ﺣــﺲ عجیبی دارم[نیشخند][خنده]
سلام علی آقا
خوبی؟!
اصن بد دوره و زمونه ای شده...!
لینک شدی!
L●●●●●●▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬●●●●●●● ─▀██▀───▀██▀─▀██──██▀─▀██▀▀▀▀─ ──██─────██───██▄█▀────██▄█─── ──██─────██───██▀█▄────██▀█─── ─▄██▄▄█─▄██▄─▄██──██▄─▄██▄▄▄▄─ ●●●●●●▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬●●●●●
♥"زندگی رویا نیست"♥
♥"زندگی زیبائیست"♥
♥می توان،♥
♥بر درختی تهی از بار، زدن پیوندی.♥
♥می توان در دل این مزرعهء خشک وتهی بذری ریخت.♥
♥می توان،♥
♥از میان فاصله هارا برداشت.♥
♥دل من با دل تو ،♥
♥هردو بی زار از این فاصله هاست...♥
اسمتو میذاشتی ارزو
♥"زندگی رویا نیست"♥
♥"زندگی زیبائیست"♥
♥می توان،♥
♥بر درختی تهی از بار، زدن پیوندی.♥
♥می توان در دل این مزرعهء خشک وتهی بذری ریخت.♥
♥می توان،♥
♥از میان فاصله هارا برداشت.♥
♥دل من با دل تو ،♥
♥هردو بی زار از این فاصله هاست...♥
شما اینو بذار بقل خودت
معلم گفت : دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند . . .
مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکند !
گفتم : من خودم را شکستم ؛ پس چرابه او نرسیدم ؟!
لبخند تلخی زد و گفت : شاید او هم به سوی خط دیگری شکسته باشد . . . !
گفتن از عشق تو افسوس ؛ کمی دیر شده
حال ما دستخوش این همه تغییر شده
دیگری آمد و بر سفره قلب تو نشست
بردی از یاد ؛ دلی را که نمک گیر شده
با دل خسته ؛ سرِ از تو گذشتن دارم
پایم اما به دل سنگ تو زنجیر شده
تو پی زندگی ات رفتی و من خواهم گفت
شعر هایی که به تفسیر تو تصویر شده
چاره این دل ویران شده شاید مرگ است
آن غزالم که شبی عاشق یک شیر شده
دلخوشم با غزلی تازه، دو خط درد و دلی
از زمانی که دلت از دل من سیر شده ...!!!
آخه ما هم دل داریم چرا هی توهین میکنین:))))
بعله