الهی ...
سه خصلت است که نمی گذارد از درگاهت چیزی بخواهم ،
و فقط یک خصلت است که مرا به آن ترغیب می کند ؛
آن سه خصلت عبارتند از :
فرمانی که داده ای و من در انجامش درنگ کرده ام ،
و کاری که مرا از آن نهی فرمودی ولی من بدان شتافته ام ،
و نعمتی است که عطا فرموده ای ولی من در شکرگزاریش کوتاهی نموده ام ...
و اما تنها مساله ای که مرا به سویت می خواند :
تفضل و مهربانی تو به کسی است که به آستانت روی آورده ،
و چشمِ امید به تو بسته است ...
همه ی لطف و احسانت از روی تفضل ،
و همه ی نعمتهایت بی سبب و بدونِ زمینه ی استحقاق است ...
ســبـــز....
زرد....
قــرمـــز....
وسـوســه شـدم کـدام سـیــب را بـردارم...!!
مـیــوه فــروش پــوزخـنـدی زد و گـفـت:
تـردیــد نـکــن!!!
تـمــام سـیـب هــا تـو زردنــد.....!!
یه زمونه ای شده
که اگه برا عشقت کوهم بکنی
به پای فرهاد بودنت نمیذارن!
میذارن به پای کنه بودنت...
دگر ♥عشق♥ مایه ی امیدم نیست
آرزوی دل نومیدم نیست
آه ای عشق ز تو بیزارم
تا ابد از غم دل بیمارم
برو ای عشق میازارم بیش
از تو بیزارم و از کرده ی خویش
سلام...
ممنون از حضور پر مهرت...
برات آرزوی موفقیت دارم....
ممنون
سکوتم را به باران هدیه کردم/
تمام زندگی را گریه کردم/
نبودی در فراق شانههایت /
به هر خاکی رسیدم تکیه کردم.
من و این داغ در تکرار مانده ، من و این عشق بیدار مانده ، مپرس از من چرا دلتنگ هستم ، دلم بین در و دیوار مانده .
" دلــتــنـگـی ؛
اول خــیـابـان کــوچـکـی بــود ...
وقــتـی تــازه بــا تــــــو آشــنـا شــدم ،
کـــم کـــم خــیـابـان بــلـنـدی شـــد ...
وقــتـی فــهـمـیـدم دوســتـت دارم ،
و حـــالا دلــــتـنـگـی ؛
شــهـری پـــــر از بـــــزرگــراه هـای تـــاریــک اسـت ،
کــه مــــــن تــنــهـا در آنــــهـا پـــیـش مــی روم ،
و تـــــــو هـــر روز از مـــــن دور تـــر مـی شـــوی ...
" دلــتــنـگـی ؛
اول خــیـابـان کــوچـکـی بــود ...
وقــتـی تــازه بــا تــــــو آشــنـا شــدم ،
کـــم کـــم خــیـابـان بــلـنـدی شـــد ...
وقــتـی فــهـمـیـدم دوســتـت دارم ،
و حـــالا دلــــتـنـگـی ؛
شــهـری پـــــر از بـــــزرگــراه هـای تـــاریــک اسـت ،
کــه مــــــن تــنــهـا در آنــــهـا پـــیـش مــی روم ،
و تـــــــو هـــر روز از مـــــن دور تـــر مـی شـــوی ...
سلام نه نمیخوام پک کنم چه عیبی داره بمونه
ســــــهلام منو پسر عموم حال کردیــــــــم!!
چخوبـ حالا چرا عصبانی
چه سوال سختی
حالا جواب بده
هـیـچـگآه دردهـآ تـمـآمی نـدآرنـد !!
امـآ تـحـمـلـشـآن آسـانـتـر می شـود...
زمـآنـی کــ ه
دسـتـت در دسـت ِ ஐمـعـبـودتஐ بـآشـد . . .
دلم نه تنگ شده نه گرفته است دلم........

فقط هوای تورا کرده که عمیق بخندی به تمام عاشقانه هایم
ومن بچگی کنم به وسعت تمام اغوشت...
هــمین کــه بـدانـم
در ایــن لحظــه در ایــن دنیــا #نــفــس میکــشی
کــافیســتــــ بــرایــم
تا رویــای بــا
#تـــو بــودنــم را بــبـافــم…
وااااااااای یعنی میگی برم کل پستامو چک کنم؟؟/
ولمون کن تورو خدا بچه جون
خیلی سخته
من که از اولش نمینویسم پ کپیو واس کی گذاشتن
والا
ماله من اوایل و اواخر دفترام خوش خطه...چون تازه آخر سال یادم میفته قراره همینا رو بخونم برم امتحان بدم
این روزها اگه تو خونه باهاتون مهربون شدن
به سرعت خونه رو ترک کنید !
قضیه خونه تکونی جدیه !!
انصافاً وبت واقعاً عالیه
همه چیز توش پیدا میشه عسیسم
ممنون
موافقم
بازم خوبه یه هفته درست می نویسی ما که ....خخخخخخ
الهی ...
سه خصلت است که نمی گذارد از درگاهت چیزی بخواهم ،
و فقط یک خصلت است که مرا به آن ترغیب می کند ؛
آن سه خصلت عبارتند از :
فرمانی که داده ای و من در انجامش درنگ کرده ام ،
و کاری که مرا از آن نهی فرمودی ولی من بدان شتافته ام ،
و نعمتی است که عطا فرموده ای ولی من در شکرگزاریش کوتاهی نموده ام ...
و اما تنها مساله ای که مرا به سویت می خواند :
تفضل و مهربانی تو به کسی است که به آستانت روی آورده ،
و چشمِ امید به تو بسته است ...
همه ی لطف و احسانت از روی تفضل ،
و همه ی نعمتهایت بی سبب و بدونِ زمینه ی استحقاق است ...
آخ دقیقا همین طوره