سلام دیروز اون نظررو بهم دادین.قبول میکنم
پس بهتون اطلاع میدم
هههههههههههههههه
سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده
من اصن نمی تونم دست راستم رو لاک بزنم همیشه میدم خواهرم
من چپ دستم
دقیقا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خیلی خوبن اینا ها!!!!!!!!!
همین شم مامانمون واسمون نمیخره
آره
حالا اگه خرید امتحان میکنم
هههه
سلام دیروز اون نظررو بهم دادین.قبول میکنم
پس بهتون اطلاع میدم
هههههههههههههههه
سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده
من اصن نمی تونم دست راستم رو لاک بزنم همیشه میدم خواهرم
دقیقا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خیلی خوبن اینا ها!!!!!!!!!
همین شم مامانمون واسمون نمیخره
آره
حالا اگه خرید امتحان میکنم
هههه